تبلیغات
شهید آوینی - شهید آوینی :::خاستگاه فکری جریان های تکفیری

شهید آوینی

بیاد شهید آوینی : مدافعان ولایت ، مشتاقان شهادت

 

شهید آوینی :::خاستگاه فکری جریان های تکفیری

 

نوشته شده توسط:عاشق شهید آوینی ، ما اهل كوفه نیستیم علی تنها بماند



نویسنده: جواد نوائیان رودسری culture@khorasannews.com

وهابیت تکفیری را می توان تجسم عینی اندیشه های ابن تیمیه دانست. تکفیر و تفسیق سایر مسلمانان، میراثی بود که از ابن تیمیه و همفکرانش به محمدبن عبدالوهاب رسید. او توانست با ایجاد یک پیوند سیاسی مستحکم با آل سعود، زمینه پیشبرد این رویکرد بدعت آمیز در جامعه عربستان را فراهم کند. نسخه ای که محمدبن عبدالوهاب برای این رویکرد جدید پیچید، توأم با به کار بردن ابزار قتل و خشونت علیه مسلمانانی بود، که به زعم او، از دین خارج و کافر شده بودند. در دوره کنونی نیز گسترش اسلام هراسی در جهان و ایجاد یک حاشیه امنیت مناسب برای رژیم اشغالگر قدس، نتیجه مشی توأم با خشونت و توحش وهابیت تکفیری است؛ موضوعی که رهبر معظم انقلاب در بیانات اخیرشان در دیدار میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی به آن اشاره کردند. بررسی ارتباط سلفی گری با جریان های تکفیری و بازشناسی آبشخور فکری این رویکرد افراط گرایانه، موضوع گفت وگوی خراسان با حجت الاسلام سیدمحمدعیسی نژاد، مدیرکل فرهنگی و تبلیغاتی دفتر تبلیغات اسلامی، است که در پی می آید.

به عنوان مطلع بحث، درباره انواع سلفی گری و نسبت آن با جریان های تکفیری توضیح دهید.

سلفی گری را می توان نوعی رویکرد معرفتی نسبت به دین دانست. سلفی ها مدعی اند، باید تمامی آنچه را توسط متفکران و علمای اسلامی در طول قرن ها تحقیق و تتبع به دست آمده است، کنار گذاشت. آنها، بر اساس ادعای خود، در پی بازگشت به سیره سلف صالح هستند. اما همان طور که می دانید، اعتقاد به سلفی گری، الزاماً نشان دهنده پذیرش و مورد استفاده قراردادن ابزار خشونت نیست. در واقع ما از آن دسته از سلفی هایی که عقایدشان را در حوزه مباحث فکری ارائه می کنند و درصدد تعامل و گفت وگو هستند، ترسی نداریم. خطر واقعی و مشکل اصلی ما نوعی از سلفی گری است که توسط وهابیت درباری ترویج می شود؛ اعتقادی که با تمام مظاهر تمدن بشری و نشانه های مدنیت می جنگد و خشونت را نهادینه می کند؛ گروهی که تکفیر و تفسیق را به عنوان سنت دینی معرفی می کنند و افراد بیگناه را با فجیع ترین وضع ممکن به قتل می رسانند. این مشی افراطی توام با خشونت، موجب گسترش اسلام هراسی در جهان شده است. انتشار فیلم ها و تصاویر جنایات این افراد در فضای مجازی نیز باعث گسترش نگاه بدبینانه به اسلام می شود. همچنین کشتارهای دامنه دار این فرقه، حاشیه امنیت مناسبی برای رژیم صهیونیستی، به عنوان دشمن اصلی اسلام و مسلمانان، به وجود آورده است. در حقیقت، جریان وهابیت تکفیری، با رفتارهای افراطی  خود، مسئولیت تأمین امنیت غدّه سرطانی اسرائیل در منطقه خاورمیانه را برعهده دارد. سلفی گری مردود و مورد اعتراض تمامی مسلمانان جهان، اعم از شیعیان و اهل سنت، همین وهابیت تکفیری است. امروزه نه تنها در جهان اسلام، بلکه در سراسر دنیا، خطر وهابیت تکفیری احساس می شود. به عبارت بهتر، امروزه جهانیان، وهابیت تکفیری را خطری برای تمام بشریت می دانند.

جریان وهابیت تکفیری از چه آبشخور فکری تغذیه کرده و شکل گرفته است؟

آبشخور فکری جریان وهابیت تکفیری، اندیشه های ابن تیمیه و رویکرد معرفتی اوست. اشاره کردم که ابن تیمیه و بعدها ابن جوزی درصدد بودند بزرگ ترین و موفق ترین جریانات فکری در جامعه اسلامی را عقب برانند. با این حال، این دو نفر و افراد دیگری که از آنها پیروی می کردند، این دیدگاه را تنها در حوزه اندیشه ارائه می کردند. محمدبن عبدالوهاب نه تنها این تفکر را پذیرفت و ترویج کرد، بلکه کوشید این اندیشه را به صورت یک طرح اجتماعی ارائه کند. می دانیم که اندیشه ورزی یک نوع جمع بندی نظرات برای رسیدن به مرحله عمل است. برخی از اندیشمندان و فیلسوفان معتقدند که بین عمل و نظر فاصله ای نیست. شکی نیست که وقتی یک انسان موضوعی را به عنوان اعتقاد خود بر می گزیند، این امر زمینه ساز اثرات مختلفی در زندگی او خواهدشد. در نتیجه، مثلا وقتی مانند وهابی های تکفیری کسی را تکفیر می کنیم و کافر می دانیم، به تبع این اعتقاد، موضوع مهدورالدم بودن او و لزوم قتلش هم مطرح می شود. محمدبن عبدالوهاب در واقع، به اندیشه ابن تیمیه جامه عمل پوشاند و سلفی گری مبتنی بر خشونتی را که امروزه شاهد آن هستیم، پایه گذاری کرد. او برای اندیشه تکفیری، یک طرح سیاسی تعریف کرد و نسخه ای اجتماعی پیچید. این است که می بینید، ابن تیمیه، محی الدین عربی و علامه حلی را تکفیر کرد، اما جواز قتل آنها از سوی او صادر نشد؛ این در حالی است که، محمدبن عبدالوهاب، کسی را که تکفیر می کرد، می کشت. نمونه عینی دیگری از این رابطه را می توانید در برخی وقایع تاریخی مشاهده کنید. نیچه، فیلسوف معروف آلمانی، در اندیشه های فلسفی اش، موضوع اَبَرمَرد و اَبَرانسان را مطرح کرده است. این مسئله، صرفاً یک اندیشه فلسفی است که این فیلسوف به آن اعتقاد دارد. با این حال وقتی سال ها بعد، هیتلر، قدرت را در آلمان در دست گرفت، همین اندیشه به ظاهر ساده، زمینه ایجاد نازیسم و فاشیسم را، با آن همه جنایت و کشتار، فراهم کرد. نسخه عملی محمدبن عبدالوهاب در حقیقت نتیجه همان رویکرد معرفتی ابن تیمیه در تکفیر و تفسیق سایر مسلمانان است. به لحاظ ریشه های تاریخی این رویکرد شباهت هایی به دیدگاه خوارج دارد. خوارج در مسئله ایمان و کفر، قائل به حد میانی، یعنی «فسق» نبودند. «فسق» به زبان ساده و مختصر به آن مرتبه ای از ایمان گفته می شود که انعکاسی در عمل شخص نداشته باشد؛ به عبارت بهتر، نوعی عدم التزام عملی به مبانی دینی است. خوارج اعتقادی به این حد میانی نداشتند و فرد را به مجرد تخلف از یکی از دستورهای دینی، کافر می خواندند. وهابیت تکفیری نیز چنین دیدگاهی را ترویج و به آن عمل می کند.



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.